دشمن شناسیشماره ۴

تشخیص حق از باطل

,

امام شهید امت :
میل همگانی به تعقیب و عمل به حق :
مسأله تشخیص حق از باطل ، یکی از آن مسائلی است که در طول تاریخ بشر و تاریخ نبوّتها، نقطه ی دشوار زندگی انسانها به حساب می آمده است. همه مایلند حق را تعقیب کنند و به آن عمل نمایند. همه مایلند از باطل اجتناب کنند؛ البته، غیر از انسانهایی که وجودشان به آتش قهر الهی تبدیل شده است و مظهر شیطانند؛ عموم مردم و انسانهای دارای عقل و انصاف و صفات انسانی، می خواهند از باطل اجتناب بکنند و به حق گرایش پیدا نمایند؛ اما تشخیص اینها، همیشه آسان نیست.

سخت بودن تشخیص حق از باطل :
باطل در مقابل انسان همیشه عریان ظاهر نمی شود تا انسان بشناسد که این باطل است؛ غالبا باطل با لباس حق یا با بخشی از حق وارد میدان می شود. امیرالمؤمنین فرمود: إنّما بَدءُ وقوعِ الفِتَنِ أهواء تُتَّبَعُ و أحكام تُبتَدَعُ یُخالَفُ فیها کتابُ الله، بعد تا می رسد به اینجا: فلو أنّ الباطلَ خَلَصَ مِن مِزاجِ الحقِّ لم یَخفَ علی المُرتادینَ و لو أنَّ الحقَّ خَلَصَ مِن لَبسِ الباطِلِ انقَطَعَت عنه ألسُنُ المُعاندین (خطبه ۵۰ نهج البلاغه) ؛ اگر باطل و حق، صریح و بی شائبه وسط میدان بیایند، اختلافی باقی نمی ماند؛ همه حق را دوست دارند، همه از باطل بدشان می آید.
امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام در یکی از خطبه هایی که دردمندیِ آن بزرگوار در کلمات و جملات آشکار است، همین مطلب را بیان می کنند و می فرمایند که اگر حق، صریح و خالص بود، کسی به شبهه نمی افتاد؛ اگر باطل، لخت و عریان ظاهر می شد، کسی آن را تعقیب نمی کرد. و لکِن يُؤخَذُ من هذا ضِغث و من ذاکَ ضِغث فَیُمزَجانِ فَهُنالِکَ یَستولی الشیطانُ علی أولیائِه (خطبه ۵۰ نهج البلاغه)؛ یعنی دست های کج اندیش و ترفندکار، قسمتی از حق را با باطل مخلوط می کنند و لعابی از حق روی باطل می دهند تا باطل قابل عرضه شود و برای مردم ساده لوح، قابل قبول باشد. اینجا است که شیطان بر دوستانش مستولی شده و حق مشتبه می شود.
(ره نما ۲۱)

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا